خرید بک لینک

درباره سایت

پلاک 65

امکانات وب

خواب بدی دیدم که آخرش ختم به خیر تموم شد ولی دردش منو یاد یک مطلبی انداخت که یک خبرنگار در موردش اطلاع رسانی کرده بود که در آخر متنش رو براتون میزارم .

خوابم به این ترتیب بود که وسط میدان انقلاب کیفم از دستم افتاد داخل جوب آب و آب با شدت کیف من رو برد وقتی جهتش رو دنبال کردم رسیدم پیش پای پلیسی که وسط میدان انقلاب ایستاده بود کنار تاکسی ها، جریان رو براش تعریف کردم و گفت مطمئن باش که زیر پای من هست چون این جوب ها همیشه پر از آشغال است. خلاصه در آهنی وسط خیابان را برداشتیم و با یک عالمه کیف و کفش و گل و لای مواجهه شدیم . کیفم رو پیدا کردم اما تا دستم بهش برسد مجبور بودم همه ی زباله ها و کیف ها رو کنار بزنم . نکته ایی که در ذهنم نقش بست این بود که چرا مردم دنبال کیف ها و کفش هاشون نیامدن ... همینکه به کیفم داشتم نزدیکتر میشدم با جنازه های زیادی از نوزادان مرده رو به رو شدم و دلم آتیش گرفت ..... کیفم رو درآوردم و پلیس به من گفت برو و به هیچ کس چیزی نگو از این دست اتفاقات زیاده .. برو پی زندگیت و از خواب پریدم !

متن خبرنگار :

در حالیکه من و شما زباله هایمان را تفکیک نمیکنیم، در اطراف شهر تهران کودکانی برای تفکیک زبالهها خرید و فروش میشوند. این کودکان افغان یا غربتی( اصطلاحی است که بین دلالان درباره ی کودکان شهرهای دور و مرزی کشور استفاده می شود) توسط والدینشان به دلال ها فروخته شده و پس از آن تحویل پیمانکار می شوند و بعد برای تفکیک زباله گماشته می شوند.
از آنجا که این کودکان خریداری شدهاند تنها جای خواب و غذا میگیرند. بنابر این میان زبالهها خانه ای دارند و حقوقی به آنها پرداخت نمی شود.
ماجرا به همین مسایل ختم نمیشود. این کودکان عموما زیر ۱۲ سال سن دارند و اغلب مبتلا به ایدز هستند. نه!نه! تصور نکنید که آنها به خاطر تماس با سرنگ آلوده مبتلا به ایدز شده اند، خیر! به آنها توسط والدین و رئسای باند تجاوز میشود.و صدالبته تماس با سرنگ آلوده در میان زبالهها نیز عامل مهمی در ابتلا به انواع بیماری است.
اغلب این کودکان پس از یک سال کار دشوار، فوت می کنند و در همان محل زباله ها دفن میشوند.

پ.ن : سکوت .........

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 2:16

صفحه بندی