خرید بک لینک

درباره سایت

پلاک 65

امکانات وب

همیشه از کارنامه گرفتن وحشت داشتم.

هر زمان که روزش میرسید اونقدر استرس می گرفتم که حد نداشت ! از بعضی از نمره هام مطمئن نبودم و می ترسیدم که مادرم عصبانی و ناراحت بشه !

بماند که گاهی هم کتک رو می خوردم ..... البته کتک های مادرانه و لطیف ...... که اگر تمام این نگرانی های مادرانه نبود موفقیت الانم رو نداشتم ....

حالا وقتی مادرم میاد و زیر پست های اینستاگرامم می نویسه که بهت افتخار می کنم قهرمان من .... اشک توی چشمام جمع میشه .... با خودم میگم ای کاش میشد تا هزارساله دیگه بمونی مادر و هی بیای و برام کامنت بزاری و منم برات قلب های مجازی بزارمو وقتی می بینمت تا ابد ببوسمت ...... مادرم .....

روز مادر رو پیشاپیش تبریک میگم به تمام خوانندگان وبلاگم که مادر هستند ... دمتون گرم

پ.ن : از تمام کسانیکه مادرشون رو دوست ندارند دوری کنید .... مگر اینکه دلیل قانع کننده ایی داشته باشن!

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: جمعه 17 خرداد 1398 ساعت: 15:58

صفحه بندی